و حالا چند نوشته کوتاه در مورد گیلان

وقایع نگاران سلاطین صفوی گیلانیها را مردمی با هوش متوسط و علاقه مند به شورش و نافرمانی معرفی می کنند . در سال 1038(1628) شاه صفی آنها را خلع سلاح کرد و اجازه نداد تا غیر از داس و وسیله دیگری به نام داره که برای کار و قطع درختان جنگل بکار می بردند اسلحه دیگری با خود داشته باشد .

((به عقیده مکنز فقط مرغابی و قورباقه و یک گیلک می توانند در چنین هوایی زندگی کنند و خود را در آسایش ببیند .))

در سال 1029(1620) شیخی ا مردم گیلان به نام سید محمد ادعا نمود که امام دوازدهم است و در مدت کوتاهی توانست مریدانی دور خود جمع کند . از او دعوت شد تا در مازندران به خدمت شاه برود و در آنجا به قتل رسید .

در سال 607 هجری وقتی الجایتو گیلان را اشغال کرد قتلغشاه را از راه گردنه ماسوله با سپاه فراوان به این منطقه فرستاد .حکام فومن و گسکر منهزم  شدند ولی رکابزن حاکم تولم به تنهایی برای درهم شکستن نیروی مغولان ایستادگی کرد و مانند کسی که بخواهد حقی برای خود مطالبه کند پیش رفت و قتاغشاه را کشت و گوشهایش را برید و نیروی او فراری شدند و بسیاری از آنها در لجنهای اطراف از بین رفتند .

((تیمور لنگ در کتاب خاطرات خود گفته است : من که امیر تیمور از نوادگان چنگیز هستم و جهانیان از شنیدن نام من به لرزه در می آید از سرزمین گیلان گریختم و آنچه من را وادار به گریز کرد زنهای زیبای گیلان بود من در هیچ نقطه از دنیا زن هایی به زیبایی زن های گیلان ندیدم  وقتی وارد گیلان شدم فهمیدم به پای خود به سرزمسنی آمدم که موجب نابودی من و سربازانم خواهد شد چون زنان آن من و سربازانم را پای بند خود خواهد کرد در حالی که من با خدای خود عهد کرده بودم پیوسته در صحرا و پیش سربازانم زندگی کنم  و هرگز تن خود را به عیش عادت ندهم و از معاشرت با زن ها مگر  زنهایی که در ماوراء النهر داشتم بپرهیزم من اگر در گیلان می ماندم ارزش جنگی خود را از دست می دادم و سربازان من نیز سست می شدند و این بود که به سرعت از گیلان گریختم .)) 

چند عکس زیبا از بهار  در گوشه هایی از شهرمان

 

منبع :((تیمور جهانگشا)) و ((از آستارا تا استر آباد)) 


 

به قلم یه رودسری در ساعت 17:57 موضوع | لینک ثابت